شهر گرمه

بنام آفریننده ی خلیج فارس

چگونه مرد ایده ال خود را پیدا کنیم

آیا تا به حال به طریقی که کفش هایتان را در می آورید فکر کرده اید؟ آیا آنها را از پا در آورده و به گوشه ای پرت می کنید؟ آیا به طریقه در آوردن آنها در هر روز توجه می کنید؟ تنها با توجه اندکی به کارهای متفاوتی که انجام می دهید (مثل در آوردن کفش ها) می توانید چیزهای بسیار مهمی را در مورد خودتان یاد بگیرید. و در عوض این کار یک زندگی با شکوه تر و کامل تری را به شما ارزانی می دارد. تمام این موارد به این دلیل است که قلب شما گشوده میگردد، ذهن شما پالایش میشود، روح شما حاضر میگردد و به شما می گوید که به راستی چه کسی هستید. تمام این موارد جزء رازهایی هستند که شما می توانید راه عاشق شدن را از طریق آن بیاموزید.

اگر از تنهایی و یا سر و کله زدن در رابطه های فعلی خود خسته شده اید وقت آن رسیده است که خود حقیقی تان را بهتر بشناسید. باید بدانید که انتظارات شما در یک رابطه چیست و چگونه می توانید با آزاد کردن ذهن خود عشق حقیقیتان را پیدا کنید. می توانید از همین جا شروع کنید. یکی از 6 حرکت زیر را از ''هنر عاشق شدن'' انتخاب کنید.

به کسی که در نزدیکیتان است توجه بیشتری کنید
عشق را بازیچه دست خود قرار ندهید
به پدر و مادر اجازه اظهار نظر دهید
چمدان های خود را بر روی زمین بگذارید
هدیه دهید
با خودتان آشتی کنید
به کسی که در نزدیکیتان است توجه بیشتری کنید
خیلی رایج است که بیشتر افراد وقت زیادی را صرف می کنند تا بتوانند ''فرد ایده آل'' خود را پیدا کنند. از این ور و آن ور چرخیدن باز ایستید و درست با چشمانی باز پیش رویتان را بنگرید.

به شخصی که همین حالا ارتباط نزدیکی با شما در زندگی دارد نگاه کنید. حال این فرد چه یک دوست باشد چه یک همکار یا هر کس دیگر، به کارهایی که برای دور کردن او از خودتان انجام می دهید دقیق تر شوید. انجام چنین کارهایی را متوقف کنید. اجازه دهید که در مسیری که هر دو دوست دارید بیفتید. همه چیز را در رابطه همانطور که هست قبول کنید.

کارهایی را که گفتیم فردا با فرد مورد نظر خود انجام دهید. البته منظور ما این نیست که با هر شخصی که در حال رد شدن از مقابل تان است، طرح ازدواج بریزید. کاری که به شما پیشنهاد کردیم تنها تمرینی است که به خودتان ثابت شود چقدر ساده از بسیاری از افراد تنها با این امید که به فکر پیدا کردن ''مرد ایده آل'' هستید می گذرید. اما هر چقدر که شما با دیگران درست برخورد کنید به همان اندازه نیز می توانید به شانس خود برای پیدا کردن فرد مورد علاقه تان نزدیک شوید.

عشق را بازیچه خود قرار ندهید
بسیاری از افراد مجرد گله می کنند که هیچ گاه مورد محبت دیگران قرار نمی گیرند. دلیل این امر بسیار ساده است. آنها آنقدر درگیر زندگی روزمره هستند که حتی علاقمندان بالقوه آنها حتی فرصت پیدا نمی کنند که آنها را به درستی بشناسند.

شما در رابطه خود چه مقدار نقش بازی می کنید؟ انتظار دارید تا دیگران در مقابل شما چه کارهایی انچام دهند و چه نقشی بازی کنند؟ شاید به نظرتان شانس با شماست که می توانید طرح خودتان را همانطور که می خواهید دنبال کنید؛ اما سوال اینجاست که: آیا شما عاشق فردی که نقش بازی می کند و یا نقشی که بازی می کند، می شوید؟ اگر به نقش هایی که بازی می کنید اعتباری نیست پس برای مدتی نقش بازی کردن را کنار بگذارید. سعی کنید نقش های دیگری را بازی کنید نقش هایی که تا به حال به غالب آنها فرو نرفته اید. می توانید با فردی ارتباط برقرارا کنید که نقش هایی بازی می کند که شما به آنها علاقه ای ندارید آنگاه متوجه خواهید شد که چه حالی به شما و سایرین دست می دهد.

هدف ما این است که بین شما و نقش هایی که بازی می کنید تمایز قائل شویم. و در نتیجه می توانید به راحتی نقش های ساختگی را به دور بریزید و خیلی راحت خود واقعی تان را آشکار سازید. که این قسمت خود بخشی از موفقیت است. شما همیشه دوست داشتنی و زیبا هستید. و این دو نقش هایی هستند که باید در زندگی خود همیشه به غالب آنها فرو روید.

به والدین خود اجازه اظهار نظر دهید
یکی از بزرگترین مشکلاتی که در زندگی عاطفی وجود دارد این است که هر کس میخواهد به تنهایی روی پای خودش بایستد و حضور دیگران را نادیده می گیرد. ما آنچنان سخت به یکدیگر می چسبیم و به دیگری اجازه انجام امور دلخواهش را نمیدهیم که جایی برای رشد عشق و علاقه باقی نمی ماند. ما نباید این کار را انجام دهیم.

اگر کسی می خواهد به زندگی شما وارد شود به او اجازه انجام این کار را بدهید. حتی می توانید به او خوش آمد هم بگویید. اصلا مهم نیست که او چه تیپ آدمی است. از چیزهایی که با خود به همراه دارد نهایت استفاده را ببرید، حتی اگر این رابطه برای مدت زمان کوتاهی ادامه داشته باشد.

زمانی که نوبت به آن رسید که فردی پایش را از زندگی شما بیرون کشد به او اجازه انجام این کار را بدهید. طوری او را رها نکنید که همیشه یک تجربه تلخ عدم پذیرش، یا از دست دادن در زندگی اش باقی بماند. به خاطر داشته باشید که زندگی شخصی او به شما هیچ ارتباطی ندارد. فقط قبول کنید که وقت آن رسیده که پایش را از زندگی شما بیرون کشد.

با خودتان نیز یک چنین کاری را انجام دهید. اجازه دهید که آزادانه در عرصه زندگی گام بردارید. و بی جهت خود را در دام زنجیر های بی پایه و اساس گرفتار نکنید. هر چقدر که خود و سایرین را آزادتر بگذارید خیلی راحت تر می توانید عاشق شوید.

چمدان هایتان را روی زمین بگذارید
برخی از افراد تصور می کنند که تا زمانیکه تمام نیازهایشان بر آورده نشده باشد نمیتوانند عاشق شوند. و جالب تر این است که همین افراد زمانی که به تمام نیازها و خواست هایشان می رسند متوجه می شوند که آنقدر ها هم که فکر می کردند نتوانستند به خوشبختی و سعادت دست پیدا کرده و خوشحال باشند. به همین دلیل درخواستهای مکرر تنها به عنوان مانعی بر سر راه عاشقی هستند.

''باید'' های شما در یک رابطه به چه چیزهایی ختم می شود؟ اگر نمی دانید بهتر است یک تکه کاغذ بردارید و لیستی از آنها تهیه کنید و نگاه دقیقی به تک تک آنها بیندازید. می توانید آنها را به چمدانی تشبیه کنید که باعث می شود تمام فرصت ها و انسان های خوبی را که در پیش روی شما قرار می گیرند تنها به دلیل بار اضافی که بر دوش می کشید نبینید. این چمدان همچنین باعث می شود که شما احساس ترس و انعطاف ناپذیری هم بکنید. شما باید تمام خواست ها و نیازهای کهنه خود را به دور اندازید تا بتوانید آزادانه زندگی کنید.

اجازه دهید که تنها یکی از توقعات شما برای چند روز هم که شده از ذهنتان بیرون رود. ببینید که بدون وجود آنها چه احساسی به شما دست می دهد. (البته به خاطر داشته باشید که هر زمان که اراده کنید می توانید مجددا'' آنها را به ذهن خود راه دهید) بعد یکروز دیگر هم این کار را انجام دهید. زمانیکه این کار را چندین بار انجام دادید، به این نتیجه می رسید که چیزهایی را که تصور می کردید واقعا برای زندگی شما حیاتی هستند در حال فراموش شدن می باشند. هر چه بیشتر این کار را انجام دهید خیلی خوشحال تر و سبک تر زندگی خواهید کرد. همچنین چنین طرز فکری، اجازه می دهد تا بسیاری افراد جدید، فرصت های و امکانات نوین پا به عرصه زندگی شما بگذارند. شما تنها با گذاشتن چمدان های خود بر روی زمین به آنها اجازه می دهید تا به زندگیتان قدم بگذارند.

هدیه دهید
بخشیدن و دریافت کردن یکی از موارد ضروری در هر رابطه می باشند. زمانی که ما عاشق می شویم هیچ مشکلی نباید بر سر راه ما پیدا شود. خیلی راحت بخشش می کنیم و هر چه که در مقابل به ما برسد ما را بسیار خوشحال می کند. اگر می خواهید عاشق شوید این موارد را باید با جان و دل بپذیرید و داد و دهش را تمرین کنید.

شما در یک رابطه به طرف مقابل خود چه هدایایی می دهید؟ انتظار دارید در مقابل آنها چه چیزهایی دریافت کنید؟ حالا چند دقیقه بر روی چیزهای دیگری که می توانید به دیگران بدهید فکر کنید. سپس دست به کار شوید و آنها را در اختیار دیگران قرار دهید. این کار را هر روز انجام دهید. هر روز چیز تازه ای به آنها دهید. هدایای شما حتما لازم نیست که یک کادوی رویایی یا گران قیمت و حتی از انواع اجناس مادی باشد فقط کافی است چیزی باشد که از جانب شما دریافت کنند. سپس این کار را برای افراد مختلف انجام دهید. ذن معتقد است که شما باید این کار را به دور از هر گونه سر و صدا و انتظار برای دریافت چیزی در ازای آن انجام دهید.

این کار را در مورد خودتان نیز انجام دهید. چند دقیقه بر روی این موضوع فکر کنید که دوست دارید چه هدایایی به خودتان دهید. هدیه شما می تواند قدم زدن در پارک، خرید یک رژ لب و یا گذراندن وقت با کسی که دوستش می دارید باشد. بهتر است که هر روز به خودتان یک هدیه بدهید.

هرچند این تمرین بسیار ساده می باشد، اما از قدرت خارق العاده ای برخوردار است. انجام این کار به طور روزانه می تواند هر رابطه ای را از این رو به آن رو کند. زمانی که چیزی می بخشید نباید هیچ گونه چشم داشتی به جبران آن از طرف مقابل داشته باشید.( حتی نه یک تشکر خشک و خالی و نه یک لبخند) فقط برای بخشندگی ببخشید بدون داشتن هیچ گونه انتظار و خواهشی. اگر با یک چنین ذهن باز و سخاوتمندی زندگی کنید به طور طبیعی تمام هدایای مورد نظرتان به سمت شما سرازیر می شوند.

با خودتان آشتی کنید
بسیاری از افراد حتی اگر با یکی از دوستانشان هم زندگی کنند باز هم اظهار میدارند که فرد تنهایی هستند. تنها مشکل این افراد این است که با خودشان قهر هستند. زمانی که به شناخت خود دست پیدا کردید و متوجه شدید که چه کسی هستید، غیر ممکن است که از آن به بعد تنها بمانید.

با خودتان آشتی کنید. وقت بگذارید تا خودتان را بهتر بشناسد. تمام اندام ها و اعضای بدنتان را همانطور که هستند بپذیرید. از سرزنش و قضاوت جریاناتی که اتفاق می افتد دست بردارید. آرام باشید و نگاهی به درون خود بیندازید.

با همین تمرین آخر کار خود را شروع کنید. به تنفس خود دقت کنید و ببنید که در داخل بدن شما چه تحولاتی در حال روی دادن است. آنها را با کمال میل بپذیرید و دوباره به تنفس کردن باز گردید. نفس به نفس خود را درک کنید و ببینید که به دور از تمام این هیاهو ها و غوغا ها شما چه فرد کامل و بی عیبی هستید. آیا می توانید این شخصیت را در روابط خود نیز نگه دارید؟ ایا با کسانی ارتباط برقرار می کنید که خود واقعی شما را می شناسند و برایشان قابل تحسین هستید. در زندگی و همچنین در روابط خود تغییرات مثبتی ایجاد کنید. این کار می تواند به سادگی دقت کردن به طرز در آوردن کفش ها از پا باشد.

''زمانی که شما به خود واقعی تان اجحاف پیدا کنید موفقیت برای شما معنا پیدا خواهد کرد. زمانی که خود واقعی تان باشید تمام دنیا عاشق شما می شود.''

منبع:سایت تهران مانیا

گرمه شهرگرمه شهر گرمه گ ر م ه ش ه ر گ ر م ه  شهرستان گرمه


چگونه رفتار کنیم ؟

چگونه رفتار کنیم ؟
 
می دانیم که مردم میل دارند به همان روشی که با آنها رفتار کنیم با ما رفتار کنند . اگر بی ادبانه رفتار کنید،  با شما بی ادبانه رفتار خواهد شد . اگر مؤدبانه رفتار کنید با شما مؤدبانه رفتار خواهد شد. اگر با ملاحظه باشید ، دیگران نیزدر مقابل شما با ملاحظه خواهند بود. اگر به دیگران احترام بگذارید دیگران نیز به شما احترام خواهند گذاشت . با آگاهی از این مسئله شما می توانید نحوه برخورد خود را مؤثرترین عامل در نحوه ارتباط بدانید. اگر می خواهید با سایر افراد ارتباطی سالم ، صمیمی و راحت داشته باشید . اصول زیر را به کار ببرید:
 

 

اصل 1 – احترام متقابل :
 

اگر می خواهید  مورد احترام دیگران واقع شوید دوکار را انجام دهید:

اول آنکه به خود احترام بگذارید زیرا اگر این کار را نکنید هیچ کس دیگر نیز این کار را نمی کند.

دوم آنکه باید به فرد مقابل هم احترام بگذارید . ابراز احترام یک راه مطمئن برای کسب احترام است.

 
 
اصل 2 –خود را به جای دیگران بگذارید:
 

سعی کنید مسائل را از دیدگاه دیگران بنگرید. خواه با آنچه دیگری می گوید موافق باشید یا مخالف . به حق آنان برای گفتن نظرشان احترام بگذارید . به این نحو می توانید به نحو مؤثری با دیگران ارتباط برقرار کنید.

 

اصل3 – در جستجوی نقاط مشترک باشید:
 
به ندرت افرادی را می توان یافت که عقایدی کاملاٌ مخالف با دیگران داشته باشند . اگر به اندازه کافی دقت داشته باشید می توانید نقاط اشتراک را یافته و راه حلهای مناسب براساس آنها پیدا کنید.
 
اصل 4 – نیازها ، خواسته ها ، احساسات و نگرانی های خود را مشخص و بیان نمائید:
 
در یک ارتباط صمیمانه فرد با تسلط کامل بر خود می تواند احساسات ، نیازها و نگرانی های خود را بدون ترس از قضاوت دیگری بیان نمائید که در نتیجه شخص را آماده همکاری متقابل برای رفع تضادها یا حل مشکلات خواهد نمود.
 
اصل 5 – اندکی انعطاف پذیر باشید:
 
به ندرت برای حل یک مشکل فقط یک راه حل وجود دارد همیشه می توان  چندین راه حل قابل قبول در نظر داشته باشید. هرچه تعداد راه حلهای شما برای حل مشکلاتتان بیشتر باشد شانس موفقیت شما افزایش می یابد.
 
اصل 6 – به موقع از دیگران برای حل مشکل خود کمک بخواهید:
 
برای حل مشکلات خود به همکاری دیگران نیز نیازمندیم به موقع از آنان برای حل مشکل خود استفاده نمائید.
 
اصل 7 – دید مثبت داشته باشید و منفی بافی نکنید:
 
عبارات منفی مانند : « هرگز امکان ندارد » ، « ما به نتیجه نمی رسیم » ، شما کاملاً دراشتباهید » به کارنبرید . اگر هم با چیزی مخالف هستید ابتدا دلایل خود را بیان و سپس نظر مخالف بدهید.
 
اصل 8 – کلمه « اما ، باید و نباید » را از مجموعه صحبتهای خود حذف کنید:
 
کلمه « اما ، باید و نباید » عامل اصلی بیشتر اضطرابها و اختلافهاست . این کلمه را از صحبتهای خود حذف کنید.
 
اصل 9 – اگر روش و رفتار شما مؤثر واقع نمی شود تغییراتی در آن ایجاد کنید:
 
شما دیگران را نمی توانید تغییر دهید مگر آنکه اول خود شما تغییر پیدا کنید اگر خواهان تغییر در محیط اطراف خود هستید ساده ترین کار تغییر در رفتار خودتان است.
 
اصل 10 – یک نفس عمیق بکشید:
 

فشارهای روانی ، اضطرابها و دلواپسی ها قدرت فکر را از انسان گرفته و مانع عملکرد مؤثر مغز می شوند. شما برای برقراری ارتباط نیاز به نیروی فکر دارید. چند نفس عمیق و کمی ورزش نتیجه خوبی خواهدداشت.

 

منبع:دانشگاه علوم پزشگی مشهد

گرمه شهرگرمه شهر گرمه گ ر م ه ش ه ر گ ر م ه شهرستان گرمه


چگونه جذاب و دلربا باشیم؟

چگونه جذاب و دلربا باشیم؟


فریبندگی یعنی اینکه بتوانید دیگران را به سوی خود جذب کنید. این خصلت اخلاقی به مرور زمان بدست می آید، از آنجایی هر یک از افراد در زمان تولد با میزان مختلفی جذابیت پا به این دنیا می گذارند می توان گفت که درصد بسیار زیادی از جذابیت اکتسابی است و با کمی تمرین به راحتی قابل دسترسی خواهد بود. مانند رقصیدن هر چه بیشتر تلاش کنید، موفق تر خواهید بود. تلاش و توجه تمام و کمال به نیازها و خواست های دیگران می تواند به شما این اطمینان را بدهد که به چهره یک فرد جذاب تبدیل شده اید.
مراحل
1- طرز ایستادن خود را تصحیح کنید. اگر شرایط بدنی شما در حد مطلوب قرار داشته باشد، گویای این مطلب است که یک فرد با اعتماد به نفس بالا هستید، حتی اگر از درونتان هم یک چنین احساسی نداشته باشید. در زمان راه رفتن باید محکم و ثابت قدم بردارید. کمرتان کاملاً صاف باشد، و شانه ها به سمت عقب گرایش داشته باشند. شاید در ابتدا زمانیکه یک چنین وضعیتی را تمرین می کنید برایتان قدری عجیب و دشوار باشد، اما پس از سپری شدن چند روز به آن عادت پیدا می کنید.
2- ماهیچه های صورت را رها کنید. سعی کنید ماهیچه های صورتتان را رها کنید تا صورت، حالت طبیعی و دلپذیر خود را داشته باشد. با این چهره می توانید رو به دنیا کنید و به همگان بگویید که از هیچ چیز نمی هراسید.
3- ارتباط برقرار کنید. هنگامیکه با فرد دیگری روبرو می شوید، با چشم های خود با او ارتباط برقر کنید، سرتان را به نشانه تائید تکان دهید، لبخند بزنید و شادی خود را به او انتقال دهید. اصلاً نگران عکس العمل فرد مقابل نباشید و البته در عین حال باید به یاد داشته باشید که در این کار زیاده روی نکنید.
4- نام افراد را به خاطر بسپارید. زمانیکه برای اولین بار کسی را ملاقات می کنید سعی کنید که نام او را به خاطر بسپارید. این کار برای خیلی از افراد دشوار است. زمانیکه نامشان را می گویند، آنرا چندین مرتبه با خود تکرار کنید تا نامشان در ذهنتان باقی بماند و سپس نام خود را نیز به آنها بگویید؛ به عنوان مثال سلام "سارا" من "مانی" هستم. زمانی هم که با آنها خداحافظی می کنید، باز هم سعی کنید چند مرتبه دیگر نام آنها را تکرار کنید تا به طور کامل در ذهنتان باقی بمانند. هر چقدر بیشتر نام آنها را تکرار کنید، بیشتر به یادتان می ماند و طرف مقابل هم احساس می کند که او را بیشتر دوست می دارید و احتمال این امر که با شما بیشتر گرم بگیرد افزایش پیدا می کند.
5- به دیگران علاقمند باشید. اگر شما یکی از آشناهای قدیمی را ملاقات کردید به عنوان مثال یک همکار، همکلاسی، دوست یکی از دوستان و ... در مورد خانواده و علاقمندی های جدید آنها سوالاتی مطرح کنید. اسم افراد نزدیک به آنها را بپرسید و نام آنها را به خاطر بسپارید. مطرح کردن یک چنین مسائلی، موضوعات جدیدی برای صحبت کردن در اختیار شما قرار می دهد و آنوقت مجبور نیستید که تنها در مورد کار و کلاس های درسی با هم صحبت کنید. می توانید تا حدودی در مورد خودتان نیز صحبت کنید. در تمام طول بحث خودتان را علاقمند نشان دهید و نشان دهید که تمایل دارید به گفتگوی خود با او ادامه دهید.
6- گفتگو در مورد موضوعات مناسب. باید در مورد موضوعاتی صحبت کنید که طرف مقابل به آنها علاقه دارد، حتی اگر خودتان هم علاقه شدید به آنها نداشتید، بازهم این کار را ادامه دهید. به عنوان مثال اگر در یک جمع ورزشی قرار گرفتید، در مورد بازی دیشب یا گل کردن تیمی که به تازگی وارد لیگ شده صحبت کنید. اگر با کسانی هستید که به سرگرمی های مختلفی علاقمند هستند، می توانید در مورد سرگرمی های مورد علاقه آنها از جمله ماهیگیری، بافتنی، کوهنوردی، و سینما صحبت کنید.
هیچ کس از شما انتظار ندارد که در تمام زمینه ها یک متخصص باشید، باید به آنها بگویید که فقط به دلیل علایق شخصی است که تمایل دارید در مورد موضوعات مختلف با دیگران به بحث و گفتگو بنشینید. ذهن خود را باز کنید، اجازه دهید تا دیگران توضیحات لازم در مورد موضوعات مختلف را برای شما بازگو کنند. روراست باشید و به آنها بگویید که دانشتان در مورد برخی چیزها محدود است و بدتان نمی آید که چیزهای بیشتری در مورد آن مبحث یاد بگیرید.
7- به جای غیبت کردن دیگران را تکریم کنید. اگر در جمعی در حال صحبت کردن هستید که همه افراد به نحوی در مورد یک شخص بخصوص در حال غیبت کردن هستند، بد نیست شما چیزی در مورد آن بگویید که دوست می دارید. گفتن چیزهایی که در دیگران دوست می دارید می تواند 100% شما را تبدیل به یک فرد جذاب کند. در عین حال با این کار می توانید حس اعتماد دیگران را نیز به خود جلب کنید. همه اطرافیان به این نتیجه می رسند که شما هیچ وقت ایده ی بدی نسبت به دیگران ندارید. همه به این نتیجه می رسند که آبرویشان در دست شما محفوظ خواهد بود.
8- دروغ نگویید. شاید به دلایلی دروغ بگویید اما مدارک و شواهدی وجود دارد که بر خلاف گفته های شماست. اگر به مریم بگویید که عاطفه را دوست دارید و به نسیم بگویید که عاطفه را دوست ندارید، مطمئن باشید که مریم و نسیم با هم صحبت می کنند، حرف های شما را با هم در میان می گذارند، و با این کار اعتبارتان را نزد آنها از دست خواهید داد، و از آن به بعد هم دیگر هیچ کس حرف های شما را باور نخواهد کرد.
9- با صداقت از دیگران تعریف و تمجید کنید. این کار خصوصاً در ارتقای عزت نفس دیگران نقش مهمی را بازی میکند. چیزهایی که خوشتان می آید را انتخاب کنید و در هر شرایطی به آنها اشاره داشته باشید. اگر از کاری و یا از کسی خوشتان می آید راهی برای بیان آن پیدا کنید و فوراً به آن اشاره کنید. اگر برای انجام این کار بیش از اندازه صبر کنید، ممکن است حرف های شما قدری ریاکارانه جلوه کنند. زمانیکه احساس می کنید با تشویق های خود می توانید زمینه پیشرفت را برای آنها فراهم آورید، حتماً این کار را انجام دهید و از آنها تعریف کنید. اگر احساس میکنید که چیزی در مورد فردی تغییر پیدا کرده است (به عنوان مثال مدل مو، طرز لباس پوشیدن و .. به آن توجه کنید و چیزی را که در مورد آن خوشتان آمده، به زبان بیاورید. اگر مستقیماً سوالی می پرسید، با خوشرویی آنرا بیان کنید و سپس سوال خود را با یک تعریف بجا به پایان برسانید.
10- در پذیرش تعریف و تمجید مهربان باشید. این فکر را که برخی از تعریف و تمجید ها هدف خاصی را در پس خود دارند را از ذهن بیرون کنید. در قبول هر نوع تعریف و تمجیدی پرحرارت و علاقمند ظاهر شوید. خیلی بیشتر از گفتن یک "خیلی ممنون" ساده پیش بروید و آنرا با جملاتی نظیر: "خوشحالم که خوشت آمده" و یا "خیلی مهربانی که به این مورد اشاره کردی" همراه کنید. این عبارات خودشان می توانند به عنوان نوعی تعرف و تمجید در جواب تعریف های فرد مقابل به شمار روند. در عین حال باید دقت داشته باشید که برداشت بدی از تعریف های دیگران نکنید. به عنوان مثال اگر کسی به قصد تعریف از شما گفت: "نمیدانی چقدر دلم می خواست که من هم به اندازه تو ... بودم" شما نباید در جواب او بگویید من اصلاً هم یک چنین خصوصیتی را نداشته و ندارم و احساس می کنم که برداشت تو در این مورد غلط بوده و قضاوت نادرستی داشتی."
11- تن صدای خود را کنترل کنید. یکی از نکات ضروری که باید همواره به خاطر داشته باشید، ماهیت صحبت کردن است. برخی از افراد هستند که در درون خود احساس ناامنی می کنند و به راحتی نمی توانند تعریف و تشکر دیگران را پذیرا شوند. در مورد یک چنین افرادی بیشتر باید دقت کنید و روان و سلیس با آنها صحبت کنید. اگر تمایل داشتید به آنها بگویید که "امروز زیبا شده اید" تن صدایتان باید همانطوری باشد که می گویید: "امرور روز زیبایی است." هر گونه تغییر در تن صدا و نحوه بیان کردن آن، این شک را در آنها بوجود می آورد که گفته های شما از سر صدق و درستی نیست. می توانید برای تمرین، صدای خود را روی نوار ضبط کنید و چند مرتبه آنرا گوش کنید تا متوجه هر گونه تغییری بشوید. از خودتان سوال کنید که صدای شما نشان می دهد که از روی صداقت صحبت می کنید؟ تا زماینکه به یک عبارت خالصانه و صادقانه نرسیده اید، به ظبط کردن صدای خود ادامه دهید.
چند نکته
همیشه خونسرد باقی بمانید. قصد شما خوشحال کردن دیگران است و نباید به این موضوع فکر کنید که ممکن است آنها در قبال شما چه واکنشی نشان داده و چه خیال بافی هایی در ذهن خود انجام دهند. اگر این کار را انجام دهید، آنوقت تمام تاثیر این کار بر روی صورت شما نمایان خواهد شد، و تبدیل به فردی می شوید که فقط در پی راضی کردن اطرافیانش است. کسی که نیازهای شخصی اش را زیر پا می گذارد تا دیگران دوستش بدارند. باید همیشه به خاطر داشته باشید که مردم آنقدر کارهای متنوع دارند که نمی توانند که همواره به شما فکر کنند. بیشتر اوقات در مورد خودشان و کارهایی که باید انجام دهند، فکر می کنند.
میزان جذابیتی که می توانید بدست آورید، به میزان خلاقیت شما در تحسین کردن دیگران بستگی دارد. تعریف ها و تحسین های خود را با لحنی قاطع اما در عین حال شاعرانه بیان کنید. هیچ اشکالی ندارد که چند قطعه از قبل آماده شده را در ذهن داشته باشید تا در زمان تحسین کردن از فردی بیان کنید، اما افراد جذاب کسانی هستند که بتوانند در همان لحظه چیزی را ابداع کنند و نوآوری به خرج دهند. اگر ذهن شما خلاقیت داشته باشد و دائماً ابداع و نوآوری کنید، دیگر نگران تکرار مکررات هم نخواهید شد.
گاهی اوقات مجبور می شوید عقایدی را بیان کنید که شاید کمتر اتفاق می افتد دیگران نظر مثبتی نسبت به آن داشته باشند. در چنین شرایطی می توانید این کار را با قدری شوخی بیامیزید. شوخی و خنده مانند قاشق پر از شکری هستند که به بیمار کمک می کنند دارو را راحت تر فرو ببرد.

همدلی یکی از ملزومات بی چون و چرای جذابیت است. باید بدانید که چه چیزهای اطرافیانتان را خوشحال میکنند و چه مواردی موجبات ناراحتی آنها را فراهم می آورند، آنوقت می توانید بهترین انتخاب را در مورد آنها داشته باشید.
اگر احساس می کنید که به یکباره نمی توانید عضلات صورت خود را رها کنید، می توانید این کار را از شانه های خود شروع کنید، اگر از جای اصلی خود بالاتر آمده باشند، نشان دهنده این مطلب هستند که شما قدری عصبی هستید. آنها را به سر جای خودشدان بازگردانید، ژست عمومی بدن خود را تصحیح کنید، نفس عمیقی بکشید و لبخند بزنید.
هشدار
از بحث و جدل بپرهیزید. حتی اگر نیمی از افراد با شما مواق باشند، باز هم شما نمی توانید جذابیت 100% پیدا کنید. چیزهایی که بر زبان می آورید باید برای تمام افراد خوشایند باشند. زمانی که احساس کردید دلتان می خواهد در یک بحث شرکت کنید، از خودتان بپرسید که: "آیا واقعاً لازم است که در همین لحظه، نظر خودم را مطرح کنم؟" اگر احساس می کنید که هیچ گونه الزامی در این کار وجود ندارد، بنابراین قدری بذله گویی کنید و مطرح کردن نظر خود را بگذارید برای یک وقت دیگر.
هیچ گاه به جوک هایی که خودتان تعریف می کنید، نخندید. این کار سیمای قشنگی ندارد. می توانید لبخند بزنید؛ همین کفایت می کند، اصلاً هم ناراحت نشوید اگر هیچ کس به آن نخندید. گاهی اوقات افراد متوجه جوک نمی شوند. این امر باید برای خود آنها ناراحت کننده باشد که متوجه منظور شما نشده اند. هدف شما صرفاً خوشحال کردن آنها بوده است.
هیچ گاه در مورد مسائل مختلف توضیح بیش از اندازه ندهید چون صرفاً ارزش گفته های خود را از بین می برید. این کار نشان دهنده این مطلب است که شما از اعتماد به نفس پایینی برخوردار هستید و به سختی می توانید باور کنید که دیگران حرف های شما را متوجه شده اند. همچنین ممکن است این سوء تفاهم را نیز ایجاد کند که شما به مخاطبان خود اعتماد ندارید و تصور می کنید که آنها متوجه منظورتان نمی شوند و خودتان قصد دارید به جای آنها تصمیم بگیرید. زمانیکه نکات غیر ضروری را از گفته های خود حذف می کنید، مردم با اشتیاق بیشتر به حرف های شما گوش می دهند. با این کار ممکن است که برای کسب اطلاعات بیشتر نیز وارد بحث شده و سوالاتی را مطرح کنند. باید اعتماد کنید که مخاطبانتان حساب دو دوتا چهارتا سرشان می شود.
برخی از افراد هستند که مقوله تکبر و جذابیت را اشتباه می گیرند. درحقیت باید دانست که تکبر نقطه مقابل جذابیت است. جذابیت حس رضایت دیگران را بر می انگیزد، اما تکبر فقط می خواهد حس رضایت فردی را برانگیزاند. تکبر افرادی را جذب می کند که در وجود خود ناامنی هایی دارند، اما جذابیت توانایی جذب تمام افراد را دارد.
منبع:http://www.p30lords.com

چگونه در اولین برخورد دیگران را به خود علاقه مند کنیم

چگونه در اولین برخورد دیگران را به خود علاقه مند کنیم
 
اولین دیدار مهمترین دیدار است چرا که تصویر ما برای همیشه ثبت خواهد شد.
دیگر نگران این نباشید که مورد بی توجهی و بی اعتنایی قرار گیرید زیرا با به کارگیری رموز روانشناسی زیر قادر خواهید بود که همیشه در اولین برخورد تاثیری عمیق از خود بر جای گذارید. این رموز در مسائل شخصی یا حرفه ای به شما کمک می کند که همیشه پیروز میدان باشید.

لبخند بزنید!
لبخند زدن چهار خصوصیت برجسته را نمایان می سازد که عبارتند از: اعتماد به نفس، خوشحالی، اشتیاق و مهمتر از همه پذیرش افرادی که لبخند می زنند دارای اعتماد به نفس تلقی می شوند زیرا هنگامی که ما عصبانی می شویم یا نسبت به خودمان یا اطرافیانمان مطمئن نیستیم به لبخند زدن تمایلی نداریم. همچنین لبخند زدن نشانه خوشحالی و شادی است و همگی ما به افراد شاد گرایش داریم. داشتن اشتیاق، جهت ایجاد یک تاثیر مثبت ضروری است زیرا اشتیاق امری مسری بوده و به فرد مقابل سرایت می کند. لبخند شما نشانگر این است که از مکانی که در آن هستید و فردی که ملاقات کرده اید خوشنود هستید و او نیز به نوبه خود از ملاقات شما خوشنودتر می شود. سرانجام لبخند نشانه پذیرش است بنابراین بگذارید که فرد مخاطب بداند که شما بدون قید و شرط، او را پذیرفته اید. پس اگر شما هم مانند سگ ها دم دارید آن را تکان دهید و اگر نه، لبخند بزنید. البته برای آن که در اولین برخورد تاثیری عمیق بر جای گذاریم تنها نباید به لبخند زدن بسنده کنیم. پس اجازه بدهید تا ادامه دهیم.
در اولین برخورد و تاثیر گذاری، چیزی به نام اثر اولیه وجود دارد:
اولین تاثیری که دیگری از خود بر جای می گذارد ما را بر آن می دارد که رفتارهای متعاقب وی را براساس همان تاثیر اولیه بسنجیم و تعبیر کنیم. به عبارت ساده تر، تاثیر اولیه (در اولین ملاقات) به قدری مهم است که هر آن چه پس از آن می بینیم و می شنویم از فیلتر تصور اولیه ما می گذرد و در واقع در اولین برخورد تصویری از فرد مورد نظر در ذهن شما حک می شود که رفتارهای بعدی وی از طریق این تصویر استنباط می شود. بنابراین چنانچه در اولین ملاقات، تاثیری مطلوب بر فرد مقابل بر جای گذارید رفتارهای بعدی شما نیز در نظر وی مطلوب جلوه خواهد کرد.
اثر اولیه به اندازه ای با اهمیت است که حتی ترتیب اطلاعاتی که درباره یک نفر به ما منتقل می شود تصور ما را نسبت به وی دگرگون می سازد. لطفاً به دو سطر زیر، توجه نمایید:
الف- آدمی نجوش، جدی، قاطع، سختکوش، با اراده
ب- آدمی خونگرم، جدی، قاطع، سختکوش، با اراده
در تحقیق بالا که توسط هارولد کلی (Harold Kelley) در سال 1950 صورت گرفت دانشجویانی که خصوصیات فرد سخنران در سطر (الف) را خوانده بودند تصور نامساعدتری نسبت به وی داشتند تا دانشجویانی که خصوصیات همین فرد در سطر (ب) به ایشان عرضه شده بود. به طوری که ملاحظه می کنید تمامی کلمات دو سطر به استثناء کلمه اول مشترکند. زمانی که کلمه اول را می خوانیم تمام خصوصیات دیگر از فیلتر تصور اولیه ما نسبت به فرد عبور کرده و ما او را فردی نجوش یا خون گرم تصور می کنیم.
در اولین لحظه ملاقات خود بسیار خوب جلوه کنید تا ادامه گفتگوی شما از این فیلت عبور کرده و تاثیری مطلوب از خود بر جای بگذارید. در اینجا اهمیت لبخند زدن دوباره نمایان می شود. تنها با انجام همین عمل ساده خصوصیات مثبت خود را به فرد مقابل خاطر نشان سازید. بنابراین اگر می خواهید از خود تاثیری مطلوب بر شخص باقی بگذارید بهتر است که آن شخص اخیراً کلمات مثبتی نسبت به شما در ذهن خویش داشته باشد. مثلاً اگر می خواهید در محلی استخدام شوید در سابقه و مشخصات شما باید ویژگی های مثبتتان قید شود (از قبیل: دارای اعتماد به نفس، پر انرژی، مصمم، پرشور، مبتکر و ...) و به جای آن که تنها به معرفی خود یا حرفه ای که در آن تخصص دارید بسنده کنید، دقیقاً توانایی ها و استعدادهای مثبت خود را با قاطعیت و به روشنی عنوان کنید. در این صورت هنگامی که مصاحبه کننده شما را پذیرفت، با نگاهی مختصر به برگه سوابقتان، این خصوصیات از پیش در ذهنش تداعی شده و با شما پیوند داده می شود.
منبع:سایت خانواده ما

چگونه صبور باشیم؟

چگونه صبور باشیم؟ صبور بودن اغلب یک انتخاب است. شما انتخاب می کنید که توجه داشته باشید زیرا میدانید چیزی مهم است.

صبور بودن اغلب یک انتخاب است. شما انتخاب می کنید که توجه داشته باشید زیرا میدانید چیزی مهم است. چیزی که ما می خواهیم از آن بپرهیزیم این است که کنترل اوضاع و احساساتمان را از دست بدهیم. موقعی که شما عصبانی می شوید بیشتر بخاطر این است که احساس می کنید وقتتان دارد بی‌نتیجه تلف می‌شود. این احساس ناخوشایند است و عصبانیت از کنترل خارج می شود. ولی با از دست دادن کنترل می توانیم یاد بگیریم که احساساتمان را کنترل کنیم. یادگیری اینکه صبورتر باشیم بعضاً بستگی به این دارد که چند مهارت را بکار گیریم در مواقعی که داریم کنترل خود را از دست می‌دهیم.
توصیه شده که برای کسب مهارت صبور بودن باید حواس جمع داشت و به مسائل اهمیت داد، باید بتوانیم توجه کاملمان را معطوف لحظه و کار در حال انجام بکنیم. این کار را اغلب در رابطه با همسر و یا فرزند نمی‌توانیم انجام دهیم، چرا که در واقع در ذهن‌مان داریم به کاغذهای روی میز کارفکر می‌کنیم.
باید انتظارات را کم کرد. انتظارات ما در مورد رفتار فرزندانمان ممکن است با توانایی آنها از نظر رشدی متناسب نباشد.
چیز دیگری که صبوری را دشوار می‌سازد، کمبود ارتباط است. ما اکثراً عصبانی می شویم بخاطر اینکه نمی‌توانیم باور کنیم کهدیگران نمی توانند مشکل را دریابند. یک کار کوچک ممکن است نتیجه بزرگی بدهد.
کاستن از سرعت کار به آرامش کمک می‌کند،پس آرام باشید.
اگر معمولاً عکس‌العمل‌های ناگهانی نشان می‌دهید، ممکن است راحت کنترل خود را از دست بدهید. باید یاد بگیرید نشانه‌های اینکه دارید از کوره در می‌روید را بشناسید و خود را آرام کنید. لازم است دست نگه دارید، نفس عمیق بکشید یا تا 10 بشمارید. تصمیم بگیرید چکار باید بکنید و همان کار را انجام دهید. بعد از یک زنگ تفریح به مو قعیت قبلی برگردید، با فکری باز و واکنشی سنجیده.
کج‌خلقی بودن می تواند کار صبور بودن را مشکل کند. ما باید یاد بگیریم که کنترل اوضاع را در دست داشته باشیم، حتی در مواقع کج‌خلقی و بالا گرفتن احساسات. باید مشکل را بشناسید و سپس سعی کنید دریابید از کجا سر چشمه گرفته است. باید بدانید که می توان رفتار را تغییر داد، ولی این کار زمان و تمرین نیاز دارد. پس شما همچنان به استراتژی‌های آنی نیاز دارید، مثل عقب کشیدن و دور شدن از قضیه.
البته غیر ممکن است آدم همیشه صبور باشد و سعی کند تنشهای واقعی‌اش را ینهان سازد. چرا صبور بودن با همکار و دوستان راحتتر است تا خانواده؟ برای اینکه در مورد خانواده می‌توان قصر در رفت. در خانواده ما قدرت زیادی داریم که می‌شود از آن سوءاستفاده کرد، ولی اگر با دیگران بی حوصله باشیم بیشتر احتمال دارد رفتار ما را مورد انتقاد قرار دهند.
یس بخاطر صبور بودن باید بخاطر بیاوریم که ارتباط برقرار کنیم و توقع را پایین بیاوریم، خونسرد باشیم، آینده‌نگر باشیم، مشکلاتمان را مدیریت کنیم و هیچوقت تظاهر نکنیم